پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیة الله کعبی

الموقع الإعلامي لمکتب آیة الله الشیخ عباس الکعبي

پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیة الله کعبی

الموقع الإعلامي لمکتب آیة الله الشیخ عباس الکعبي

پایگاه اطلاع رسانی  دفتر آیة الله کعبی

آیة الله کعبی فقیه و حقوق دان برجسته کشور و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نماینده مردم شریف استان خوزستان در مجلس خبرگان رهبری است. این پایگاه به اصرار و درخواست دوستداران ایشان در اردیبهشت ماه 1394 تاسیس گردید. أغلب مطالب این پایگاه تولیدی هستند و به ندرت و در مورد مطالب خاص از اخبار دیگر خبرگزاری ها با توجه به اهمیت مطلب استفاده می گردد. این پایگاه توسط دفتر آیة الله شیخ عباس کعبی در اهواز اداره می گردد.
______________________________
کانال تلگرام: https://t.me/alkaebi
صفحه اینستگرام: kaabi_ir

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۲۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

آیت‌الله عباس کعبی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در قم ضمن تبریک سالروز ولادت امام رضا(ع) اظهار کرد: باید از سیره ائمه اطهار(ع) متناسب با مقتضیات زمان درس‌آموزی کنیم تا بتوانیم در زندگی خود موفق شویم.

وی خاطرنشان کرد: در آن دوران تقابل بین نظام فاسد و مستبد و مدعی عباسی و ولایت الهی وجود داشت که در این تقابل ولایت الهی پیروز شد و از فرصت‌ها برای پیشبرد تمدن اسلامی و حل مشکلات به طور مطلوب بهره‌برداری صورت گرفت.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه امروز نظام اسلامی برپایه ولایت علوی، فرهنگ حسینی و سیره و منش رضوی استوار است، گفت: این نظام در زمینه مقابله با طاغوت، مرفهین بی‌درد، جریان‌های فاسد، منفعت‌طلب و نظام‌های مزدور استکبار به اقدامات اساسی می‌پردازد و اکنون نظام جمهوری اسلامی به قدرت منطقه‌ای تبدیل شده است.

وی عنوان کرد:‌ سیره امام رضا(ع) بر پایه امامت الهی و کرامت انسانی قابل تحقق است و نظام جمهوری اسلامی بر پایه قانون اساسی مترقی و اندیشه ولایت، کرامت حقیقی انسان در تلفیق ماهرانه بین آزادی، مسؤولیت، عقلانیت، معنویت، ایمان، پرستش الهی، علم و پیشرفت و توسعه فعالیت می‌کند.

آیت‌الله کعبی معین الضعفا را یکی از القاب امام رضا(ع) ذکر کرد و افزود: باید از سیره پیشوای هشتم شیعیان برای توجه به محرومان، مستضعفان و تحقق عدالت اجتماعی، توزیع مناسب امکانات و بهره‌مندی صحیح از بیت المال در حوزه منافع عمومی الگوبرداری کرد.

وی عنوان کرد: دست‌اندازی به بیت المال و فسادهای مالی بر خلاف سیره رضوی است، راه حل همان است که رهبر معظم انقلاب فرمودند، باید بیت‌المال بازگردانده شود، نباید پرونده حقوق‌های نجومی را پایان یافته تلقی کرده و بخواهیم صورت مسئله را پاک کنیم.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یادآور شد:‌ نهادهای نظارتی مانند بازرسی، دادگاه قضایی، دیوان محاسبات و کمیسیون اصل 90 و همه متولیان باید به این مطالبه عمومی ملت ایران برای ریشه‌کن کردن فساد اقتصادی توجه خاص کنند و به محرومان و مستضعفان توجه داشته باشند.

وی با اشاره به پیام‌های حدیث سلسلة الذهب گفت: این حدیث نشان می‌دهد توحید و امامت لازم و ملزوم یکدیگر هستند، توحید بدون امامت به اسلام آمریکایی تبدیل می‌شود، توحید با پشتوانه و تبیین امامت در واقع اسلام ناب محمدی است.

آیت الله کعبی:

آمریکایی‌ها فردی مثل مصدق را تحمل نکردند/ تفاوت های کودتای ۲۸ مرداد و فتنه ۸۸

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: آمریکاییها در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ نتوانستند بحث استقلال نهضت ملی نفت را تحمل کنند و علی رغم اینکه مصدق اظهار دشمنی با آنها نمی کردند و فقط خواهان ملی شدن نفت بود و دیدگاه روشنفکری لیبرالی هم داشت اما آمریکاییها فردی مثل مصدق را نیز تحمل نکردند.


به گزارش قدس آنلاین به نقل از میزان ، آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری درباره کودتای 28 مرداد و نقش آمریکا در آن اظهار کرد: آمریکا به عنوان نماد ظلم، جنایت نقض حقوق بشر و دشمنی با ملت ایران در تجربه تاریخی نشان داده است که ضد استقلال،‌ ضد آزادی،‌ ضد پیشرفت و ضد ملتهای آزاده جهان است و نمونه این موضوع کودتای 28 مرداد است که در آن نقش پررنگی را ایفا کرد.


وی افزود: آمریکاییها در کودتای 28 مرداد سال 1332 نتوانستند بحث استقلال نهضت ملی نفت را تحمل کنند و علی رغم اینکه مصدق اظهار دشمنی با آنها نمی کردند و فقط خواهان ملی شدن نفت بود و دیدگاه روشنفکری لیبرالی هم داشت اما آمریکاییها فردی مثل مصدق را نیز تحمل نکردند.


عضو مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: آنچه برای آمریکاییها مهم است ربودن نفت و ثروتهای منطقه و تحمیل ارزشها و سبک زندگی غربی جوامع اسلامی و وابستگی اقتصادی،‌فرهنگی و سیاسی ملتها به آمریکا است.


عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تاکید کرد: کودتای 28 مرداد باید درس عبرتی باشد برای جریانان سیاسی و شخصیتهایی که فکر می کنند آمریکا به آنها وفا می کند.


کعبی خاطر نشان کرد: در حقیقت درسی که ما می توانیم از کودتای 28 مرداد بگیریم این است که دشمنی آمریکا با ما ادامه دارد از این رو باید تمام تلاش خود را برای خودباوری، خود اتکایی، استقلال و پیشرفت علمی و حرکت بر مسیر اسلام و مکتب اهل بیت قرار دهیم و به این موضوع توجه داشته باشیم که آمریکا با ملت ایران دشمن است و خواهد ماند.


وی درباره تفاوت میان کودتای 28 مرداد و فتنه 88 افزود: فتنه 88 یک حرکت معاصری است که جای دخالت آمریکاییها در مسائل داخلی ملت ایران را بیان می کند و به معنای دیگر یک کودتای نافرجام محسوب می شود اما کودتای 28 مرداد از جنس نظام گری و از جنس شعبان بی مخ ها بود.


عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: فتنه 88 نوعی جنگ نرم و پیچیده سیاسی و اجتماعی برای ایجاد شکاف و دو دستگی بین ملت ایران بود که خوشبختانه با درایت مردم و مقام معظم رهبری به ناکامی منجر شد.


عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تاکید کرد: در فتنه 88 در راستای حمایت جریان لیبرال ضد وحدت و انسجام و اجرایی کردن برنامه های آمریکایی توسط کسانی که به آمریکا خوشبین بودند شکل گرفت اما کودتای 28 مرداد کودتایی بود که با روند نظامی سعی در تصرف ایران داشت از این رو بینش و نوع نگاه دشمنان در کودتای 28 مرداد و فتنه 88بدون شک در راستای ناکامی ایران مشترک بود اما ابعاد و نوع روش آنها به گونه ای دیگر رقم خورد.

وجود الإمام القائد الراشد

عدم معرفة الحجة یساوي الضلال

معرفة الحجة لیس بمعنی أن نعرف أنه إبن الإمام الحادي عشر الإمام الحسن العسکري و أن له غیبتان غیبة صغری و غیبة کبری و لابد أن یظهر و سیملأها قسطا و عدلا بعد ما ملأت ظلما و جورا. هذا لا یکفی.

معرفة الحجة في أبواب؛

الباب الأول: ضرورة الحجة و الحاجة الماسة للإنسان للحجة في کل عصر و زمان. بأن الإنسان، أی إنسان کان، إذا لم یکن عنده حجة یحتج بها و فیها و لها في الدنیا و في الحساب یکن خاسرا في الدنیا و الآخرة.

الحجة من یحتج به العبد علی المولی و ما یحتج به المولی علی العبد

قد یسأل السائل و یقول القرآن حجة. نقول القرآن حجة في المعارف، لکن من هو الذی مبین للقرآن؟ من هو الناطق باسم القرآن في زماننا؟ من هو الذی یتخذ قرار باسم القرآن في زماننا؟ 

لابد أن یکون إنسانا کاملا و قرآنا ناطقا. بعنوان التشبیه نقول: لنفترض أن القرآن الکریم دستور المسلمین. الدول و الحکومات لها دستورات، هذه الدستورات، فیها رؤساء جمهور، رؤساء بارلمانات، رؤساء حکومات، رؤساء سلط قضائیة و أمثال ذلک.

من هو رئیس الدین الذی یتحدث بإسم القرآن؟ الیوم أبسط مؤسسه و شریکة، خاصة کانت أو عامة، تجاریة أو غیر تجاریة، حکومیة أو غیر حکومیة، لها ناطق بإسمها

من هو الناطق الرسمي بإسم القرآن؟ بحیث یقول هذا صحیح و هذا غلط. یقول: إفعل و لا تفعل.

من هو؟ في العقل و النقل هذا الشخص ینبغي أن یکون قرآنا مجسدا.

في المعارف النظریة و في التطبیق و في القیادة التنفیذیة

هذا اللذي نعبر عنه في لغتنا؛ «إمام»

لذلک الرسول الأکرم صلی الله علیه و آله و سلم یقول: «إني تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتي ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا بعدي أبدا»

فلذا إذا کان القرآن معصوما العترة کذلک معصومة. إذا کان القرآن تبیانا لکل شیئ، العترة کذلک تبیان لکل شیئ. إذا کان القرآن یحفظ الإنسان من الضلال، العترة کذلک تحفظ الإنسان من الضلال. إذا کان القرآن قائدا، العترة کذلک هي القیادة. نحن في کل عصر و زمان نحتاج إلی ناطق بإسم الدین. في تعریفنا الکلامي لهذا الإمام کما في الباب الحادي عشر، «الإمامة ریاسة عامة في أمور الدین و الدنیا لشخص إنساني، نیابة عن النبي بالأصالة»

هذه النیابة العامة في أمور الدین و الدنیا أساس الحجة هي.

الحجة في التبیین، الحجة في التنفیذ، الحجة في السیاسات العامة، الحجة في الأخلاق، الحجة في الفکر، الحجة في التطبیق، دائما نحتاج حجة.

الحیاة من دون حجة تحتضن البدع و الإنحراف و الضلال. هذا مبدأ الإمامة الإلهیة. أحد رکائز الفکرة المهدویة، ضرورة الحجة في حیاتنا المعاصرة.


سوال؟ إن قلت إذا کانت الحجة بهذا المستوی من الأهمیة، فلماذا الیوم هذا الحجة اللذي تدعونه غائب عنا؟ و إذا کان غائبا عنا رجعنا إلی عدم وجود حجة. فبطلت نظریة الإمامة. و بأی مبرر غاب عنا.

جوابنا في علم الکلام نقول: «وجوده لطف و عدمه منا» یعني وجود الإمام الحجة، لطف من الله تبارک و تعالی. یعني وجود الإمام القائد الراشد الذی یهدي إلی الحق و ینفذ الحق و العدل و ینقذ العباد و البلاد من الفقر و الجهل و الضلال و التیه وجوده حاجة ماسة و لطف إلهي. الإنسان لا یصل إلی الکمال اللائق به إلا بوجود هذا المعصوم.

لکن لماذا الیوم هذا المعصوم لیس مجود؟ عدمه منا. القیادة تحتاج إلی مجتمع تابع إذا غاب هذا المجتمع التابع عن الساحة، القیادة تصبح مغیبة.

أ لم یکن أمیرالمؤمنین علی بن أبي طالب علیه السلام في زمانه حجة؟ 

نعم کان. عندما أزیح عن الحکم و الولایة و الزعامة و أجبر أن یقول علیه السلام: « طَفِقْتُ أَرْتَئِي بَيْنَ أَنْ أَصُولَ بِيَدٍ جَذَّاءَ ، أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْيَةٍ عَمْيَاءَ » معنی هذا یعني کان الإمام في ظروف بحیث لن یستطیع أن یفعل شیئا. خمسة و عشرون سنة نحیي. یعني المجتمع کان یعیش فراغ قیادي. و بالأخیر إلتجئوا أن یکون الإمام هو القائد. الإمام علیه السلام أجابهم: « أن أکون لکم وزیرا، خیر لکم من أن أکون لکم أمیرا» هذا لا یعني أنه لا یستحق الإمارة بل یعني الناس لا یستحقون إمارة أمیرالمؤمنین علیه السلام و لا یطیقونه و بالفعل عندما تصدی لإمارة المسلمین اضطر أن یقود ثلاثة حروب و بعد ذلک استشهد. و سائر الأئمة أیضا نحوا عن الحکم إلی أن وصل الدور إلی الإمام الحجة علیه السلام.

إذا کان یستمر ذلک الطریق کان مسیره أیضا علیه السلام إلی القتل. فجعله الباری تعالی ذخیرة لنا جمیعا.

فلسفة غیبة الحجة خوفا من القتل و في روایات أومأ إلی الذبح.

و الفلسفة الثانیة بلاء و فتنة إلهیة.

و الفلسفة الثالثة هو سر و مستودع إلهي. لذلک نقرأ في الدعاء « و السر المستودع فیها»

السر الستودع هو الحجة. ذخیرة إلهیة.

إن قلت: لماذا لم یظهر الإمام و لو یقتل. ألم یذبح الإمام الحسین علیه السلام و استشهد؟

 الجواب:

«لولا الإمام لساخت الأرض بأهلها»

المراد من «لساخت» لیس الفناء التکویني فقط، بل تشریعا أیضا لأن الإمام حافظ للدین فالدین و الشریعة من دون إمام تضیع. فلابد أن یبقی إماما.

تسأل إذا کان الإمام مغیب النتیجة واحدة.

نقول: هنا نضطر و نأتي للحجة النائبة. إذا لم نوفق للحجة بالأصالة ینبغي أن نتمسک بالحجة بالنیابة حتی أن تهیئ ظروف الظهور و الحجة بالنیابة، وجود علماء الأعلام.

من هم العلماء الأعلام؟ المراجع 

«و أما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة أحادیثنا فإنهم حجتي علیکم و أنا حجة الله»

في عصر غیبة الإمام، الإنسان المسلم إما أن یکون مجتهدا، أو مقلدا أو محتاطا. عمل العامي من دون تقلید باطل.

أصحاب الأفکار الباطلة بقصد حذف و ضرب المرجعیة و منع لجوء الناس إلی العلماء في القضایا و الحوادث الواقعة یقولون: کلنا رواة أحادیث. مع أن هذه الفقرة من الحدیث الشریف مفسرة في أحادیث أخری، « ینظر إنّ من کان منکم ممّن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف أحکامنا فلیرضوا به حکماً فإنّی قد جعلته علیکم حاکماً» 

فلذا المعرفة لابد أن تکون معرفة. خصوصا في زماننا الراوي عن الأئمة لم یسمع منهم فلذا لابد لن یکون محققا و دقیقا. من ناحیة السند و المضمون و في حالة التعارض و التزاحم و ... 

إذا في عصر غیبة الإمام لا غنی عن المجتهد الجامع .


خمسة وظائف أساسیة للمرأة المسلمة الرسالیة

القسم لأول



أعوذ بالله من الشیطان الرجیم 

بسم الله الرحمن  الرحیم

الحمدالله رب العالمین 

في البدء نرحب بأخواتنا الکریمات المومنات و المشایخ الکرام الذین جائوا مع الأخوات

نرحب بکم في مدینة قم المقدسة عش آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم 

نحن علی أعتاب میلاد السیدة الکریمة فاطمة المعصومة سلام الله علیها و الأخوات جئن لزیارة الإمام الثامن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء و لزیارة السیدة فاطمة بنت موسی بن جعفر سلا م الله علیها و نسأل الله قبول الزیارة

و بالنسبة إلی ما تفضل به سماحة الشیخ في هذا النشاط الثقافي النسائي التطوعي في التعلیم و التربیة القرآنیة، یسرنا و لا شک أنه یقوم علی أساس التوجه لأداء الواجب و إن شاء الله یرضي قلب مولانا الإمام الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف 

نشکر الأخوة القائمین علی جامعة المرتضی و قیامهم بهذا النشاط أیضا و العمل 

هناک ملفات عدیدة یمکن في هذا الجمع الإنسان یتناول هذه الملفات 

لکن من وحی الآیات القرآنیة العدیدة و الروایات و کذلک التحدیات الراهنة لنا و لأمتنا الإسلامیة بتصوري القاصر في عالم متنوع الحظارات و الثقافات نستطیع أن نرسم لا أقل خمسة و ظائف أساسیة للمرئة المسلمة الرسالیة أذکرها و أسرد هذه الوظائف و أستند إلی آیات قرآنیة.

ثم نذکر متطلبات هذه الوظائف الخمسة طبعا من باب التذکیر و إلا أتصور أن الأخوات و کذلک الشیخ الکریم یعرفون هذه المسائل.

المقاومة التربویة

بنظري القاصر أول وظیفة نسمیها، المقاومة التربویة في مجابهة الغزو الثقافي من أجل حفظ الهویة و الذات في عالم متنوع الحظارات و الثقافات و في عصر العولمة و العلمانیة و اللیبرالیة و الإباحیة الثقافیة أول شیئ ینبغي أن نفکر فیه في المهجر خصوصا و في البلاد النائیة حفظ أنفسنا و حفظ هویتنا و ثقافتنا و حفظ ذاتنا من الضیاع، من التهمیش، من التذویب و التمویع في الثقافات. هذا واجب شرعي و واجب قرآني أنا أسمیه المقاومة التربویة؛

 استخدمت هذه اللفظ لعظمة المقاومة في الإسلام یقول الله تعالی في القرآن الکریم: « الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة» و قطعا یحصل الإمداد الإلهي أیضا خلال المقاومة التربویة.

«قوا أنفسکم و أهلیکم نارا وقودها الناس و الحجارة» أول شیئ، ینبغي أن نحفظ أنفسنا و نلتزم بالإلتزامات الإیمانیة نثقف أنفسنا بالثقافة القرآنیة، نتعلم الإسلام بشکل جید، نعتز بالإسلام نتمسک بالإسلام، لا نخجل أن نکون مسلمین ملتزمین بل تعتز بالإلتزام بالإسلام و جمیع مظاهر الإسلام.

خاصة الحجاب و العفاف في بلد المهجر و طبعا هذا الأمر یسبب العزة و الکرامة کما في روایة عن الإمام الحسن علیه السلام: « من أراد عزا بلا عشیرة و هیبة بلا سلطان، فالیلجأ من ظل معصیة الله إلی طاعته»

فأنا أول کلمة و أول شیئ أقول في العمل النسائي ما أسمیناه بالمقاومة التربویة؛ و أقصد من المقاومة التربویة حفظ الهویة و الذات في قبال الثقافات الأخری و أن نکون متمیزین و ممتازین بثقافتنا و بملاکاتنا 

«ضرب الله مثلا للذین آمنوا أمرأة فرعون إذ قالت رب ابن لي عندک بیتا في الجنة و نجني من فرعون و عمله و نجني من القوم الظالمین»

إمرأة فرعون التي کانت تعیش في ثقافة فرعونیة، ثقافة ظالمة، ثقافة إلحادیة، ثقافة متوفرة فیها أدوات العیش المادي و الرفاه المادي و الأمور التي تتخیل النساء لإمرأة تملک کل شیئ، لکن مع ذلک أول شیئ تطلبه من الله تبارک و تعالی «إبن لي عندک بیتا في الجنة» تطلب من الله أن تکون رفیقا له في الجنة و قریبة من الله تبارک و تعالی و لقاء الله تبارک و تعالی و لا ترجح شیئا علی لقاء الله تبارک و تعالی. لکن کیف یحصل هذا اللقاء الإلهی؟ أولا: «نجني من فرعون و عمله» من فرعون حتی لا یقتلها و تستطیع أن تستمر في عملها و مطلوبها ثم لا تذوب في ثقافة فرعون و عمل فرعون.

«و نجني من القوم الظالمین» 

و بالفعل إستطاعت إمرأة فرعون من خلال المقاومة التربویة علی رغم أنها تعیش في عمق التربیة الإلحادیة الظالمة و في عمق بیت قائد الظالمین لکن مع ذلک حفظت هویها الإیمانیة و ذاتها الإیماني و لم تسترخی في الثقافات الأخری الظالمة.

فلذا أولا حفظ النفس شیئ مهم و نری أن الله تبارک و تعالی جعل هذه الإمرأة أسوة للرجال و للنساء.

«ضرب الله مثلا للذین آمنوا» هذه الأسوة و هذا المثل لیس للنساء فقط. هذا یعني المقاومة التربیة، یعني المرأة من خلال هذه المقاومة التربویة تستطیع أن تتحول أسوة للمجتمع الإنساني. خصوصا أننا نعیش حالة الغزو الثقافي العام أو الحرب الناعمة.

الحرب الناعمة یعني الهیمنة علی العقول و العولطف و تحویل الإنسان إلی جندي للعدوا.

تجنید الإنسان من خلال الشبکات التواصل الإجتماعي من خلال الفضائیات، من خلال إیجاد الشعور بالخجل من الإلتزام بالثقافیة الذاتیة الإنسانیة و أمثال ذلک.

فمواجهة هذا الغزو الشامل یستدعي برنامج ینصب علی إستراتجیة. عنوان هذه الإستراتیجیة المقاومة التربویة.

یعني کما الإنسان المقاوم المجاهد في الجبهة یقاوم العدوا، کما المقاومة تقاوم الکیان الصهیوني، بالسلاح بالحرب الصلبة، کذلک علی کل مسلم خصوص النساء المقاومة التربویة لأن المرأة مستهدفة.

کل إنسان یرتکب ذنب یسقط في هذه المقاومة و یتحول إلی جندي للشیطان 

فلنلتفت أن لا نتحول جنود للشیاطین.

جنود للشیاطین من خلال إرتکاب الذنوب و المعاصي. هذه الوظیفة الأولی. 

الجهاد التربوي

الوظیفة الثانیة و الرسالة الثانیة: الجهاد التربوي في بناء الإنسان المثالي. هناک عبارة معروفة؛ أن خلف کل رجل عظیم، إمرأة عظیمة. أو یقال: أن المرأة تهز بیدها مهد طفلها و بیدها الأخری تهز کیان العالم و المجتمع 

هذه حقائق، المرأة بإمکانها أن تتحول إلی مجاهدة في العمل المنزلي و العمل الخارج من البیت أیضا.

لکن عن طریق الجهاد التربوي.

ما هو الفرق بین المقاومة التربویة و الجهاد التربوي؟ 

المقاومة التربویة، مقاومة من أجل حفظ النفس، البیت، الأسرة، الثقافة، الهویة، الذات

لکن الجهاد التربوي أن نجاهد من أجل هدایة الآخرین. من أجل تعلیم الآخرین. من أجل التوجه إلی الآخرین کی لا یذوبوا في الثقافات الأخری 

و بعبارة أخری الدعوة إلی الله تبارک و تعالی.

هذا نسمیه الجهاد التربوي.

الدعوة إلی الله دعوة واجبة لکن لا بأسلوب الدواعش نقتل من لا یسلم لإسلام نرتئیه. عندما نقول الدعوة إلی الله کما یقول الباری تبارک و تعالی: «قل هذه سبیلي أدعوا إلی الله علی بصیرة أنا و من اتبعني و سبحان الله و ما أنا من المشرکین»

الدعوة إلی الله تحتاج إلی بصیرة، الدعوة إلی الله تحتاج أن الداعي یعرف الإسلام معرفة شمولیة و من هنا و من أجل الجهاد التربوي الذی ذکرناه سابقا ینبغي أن نتعرف علی الإسلام بشکل کامل.

العنصر الثاني من عناصر الدعوة إلی الله: ینبغي أن تکون هذه الدعوة لله، لا للنفس و لا للسلطة. الفرق بین الجهاد الإسلامي و الدعوة الإمبریالیة أن الأنظمة الإستعماریة ترید أن تستخدم الآخرین لأنفسها، لکن في الدعوة إلی الله، الإسلام یرید أن یجذب الناس إلی الله.

«أدعوا إلی الله علی بصیرة، إنا و من اتبعني»

الدعوة إلی الله کذلک علی أساس هذه الفقرة من الآیة الشریفة تحتاج قیادة، لا یمکن أن ندعوا إلی الله من دون قائد للأمة. کلمة أنا هنا لیست بمعنی الأنانیة و حب النفس بل هي بمعنی القیادة الإلهیة.

«و من اتبعني» الدعوة تحتاج إلی أتباع و قاعدة و مقبولیة. «...سبحان الله و ما أنا من المشرکین»

أو في آیة أخری:«أدع علی سبیل ربک بالحکمة و الموعضة الحسنة و جادلهم بالتي هي أحسن»

«کونوا دعاة الناس بغیر ألسنتکم» 

إذا کان بإمکان الأخوات و الأخوة أن یخلقوا بیئة صالحة في مجال التربیة، في مجال الإقتصاد، في مجال الإجتماع، في مجال العلاقات الأسرویة، هذه البیئة الصالحة  هي تدعوا إلی الله تبارک و تعالی بشکل تلقائي. لا یحتاج أن نبین باللسان و ندعوا بالکلام. الیوم التبشیریین من خلال العمل التطوعي الخیري، من خلال مساعدة الفقراء، من خلال الأعمال الإجتماعیة البنائة، من خلال بناء المدارس یدعون الناس إلی مسلکهم و طریقتهم الدینیة المسیحیة.

نحن أیضا یوصینا الإسلام أن نکون دعاة بالعمل. إذا، الجهاد التربوي.

الوظیفة الثانیة في الجهاد التربوي، بناء الإنسان المتوازن. الإسلام یدعوا إلی التوازن. لا یحق بإسم الدعوة إلی الدین أن ندعوا إلی الرهبانیة. لا رهبانیة في الإسلام. لا التشدد و التزمت یجوز و لا أن نعیش دائما في المساجد و الحسینیات بلا عمل . الإمام علیه السلام یقول:« إن إمامتنا بالرفق. إن هذا الدین متین فلا توغلوه و إن إمارة بني أمیة بالتعسف و الظلم » ینبغي أن ندعوا إلی الإسلام من خلال بذل الجهود لبناء الشخصیة المتوازنة.

الإمام موسی الکاظم علیه السلام یقول المسلم ینبغي أن یقسم أوقاته، ساعة لربه و ساعة للمعاش و ساعة للتواصل الإجتماعي و العلاقات الإجتماعیة البنائة، «و لذة في محلل و بها یستطیع علی الساعات الثلاثة الأخری» مع أن الناس أقسام، الإفراط في العمل و العبادة و التواصل و قسم کل حیاته یصرفه في اللهو و اللعب. هذا لایجوز. التوازن امر مهم.




آیت الله کعبی عنوان کرد؛
مبانی تحول در ساختار نظام اسلامی از منظر پیامبر اکرم
آیت‌الله کعبی در این یادداشت به دنبال تبیین مبانی بنیادین تحول در ساختار نظام اسلامی است و می‌نویسد برای تحول یا تولید در ساختار باید به بازخوانی اهداف، وظایف و مأموریت‌های نظام اسلامی بپردازیم.

به گزارش سرویس پیشخوان  خبرگزاری رسا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وسائل، متن پیش رو برداشتی از کتاب «نظام‌سازی انقلاب اسلامی از منظر حقوق عمومی» اثر آیت‌الله عباس کعبی، نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری و جمعی دیگر از اساتید است؛ این کتاب حاصل دوره‌ای به همین نام است که در اردیبهشت ۱۳۹۲ در قم برگزار شده است که متن این یادداشت تقدیم خوانندگان می‌شود.

 

یکی از پایه‌های بنیادین تحول در ساختار نظام اسلامی، نگاه به اهداف، وظایف و مأموریت‌های نظام اسلامی است. نقطهٔ آغاز در تحول ساختاری، بازخوانی اهداف، وظایف و مأموریت‌های نظام مقدس اسلامی است. این اهداف، وظایف و مأموریت‌ها، اموری است که باید از کتاب و سنت استنباط شود. سپس، در تحول در ساختار یا تولید ساختار، باید در جست‌وجوی ساختاری باشیم که راه را برای تحقق اهداف، وظایف و مأموریت‌ها هموار کند. این یک اصل پایه‌ای و بنیادی است.

 

بر این پایه می‌خواهیم بررسی کنیم که اهداف نظام اسلامی چیست و این اهداف را باید از کجا استنباط کنیم؟ مبانی کدام است؟ مأموریت‌ها کدام است؟ اصل دوم و سوم قانون اساسی، به این اهداف، وظایف و مأموریت‌ها اشاره‌ای دارد. البته باید شرح مبسوط و مفصل آن را در مباحث دیگر پی‌جویی کنیم. برای استنباط این مسئله از منابع روایی، به مطلبی که در فرمایشات رسول گرامی اسلامصلی الله علیه و آله خطاب به «معاذ بن جبل» وجود دارد اشاره می‌کنیم.

 

هنگامی که معاذ بن جبل مأمور شد که در یمن حکومت تشکیل دهد، آن حضرت وصیتی فرمودند که این وصیت، به مثابهٔ منشوری است که یک مدل از اهداف و وظایف حکومت را برای ما بیان می‌کند و به نظر می‌آید که این سخنان رسول گرامی اسلام، سخنان ماندگاری است که برای ساختارسازی و نظام‌سازی می‌توانیم از آن استفاده کنیم. ما باید ساختاری طراحی کنیم که این اهداف را محقق کند. خصوصاً با توجه به آخرین جملات فرمایشاتشان که می‌فرمایند:

 

«ای معاذ! اگر من احتمال می‌دادم که همدیگر را باز ببینیم، این‌قدر طول نمی‌دادم، اما تشخیصم این است که تا روز قیامت همدیگر را نخواهیم دید و چون چنین است، بهترین شما کسی است که با همان وضعیتی که در زمان ما بوده و عمل کرده است، همان‌گونه در روز قیامت ما را ملاقات کند (یعنی به این وصیت عمل کند)…»

 

بعد به عنوان حاکم، حضرت حداقل دوازده فراز بیان می‌کنند:

 

۱- «یا معاذ! علِّمهم کتابَ الله» (کتاب خدا را به ایشان بیاموز): اولین وظیفهٔ حکومت و نظام اسلامی، آموزش فراگیر کتاب وحی الهی و تلاش برای تحقق به‌کارگیری مفاهیم قرآن در زندگی است. ساختار حکومت باید به گونه‌ای باشد که این آموزش‌ها و تربیت‌ها درون آن باشد.

 

۲- «و أحسن ادبهم علی الأخلاق الصالحه» (آنان را را به اخلاق نیکو پرورش ده): شکل‌گیری جامعهٔ اخلاقی، ادب و فضیلت و بالابردن سطح اخلاق جامعه نیز جزء وظایف حکومت است.

 

۳- «و أنزل الناس منازلَهم خیرَهم و شرَّهم» (خوب و بدشان را در مقام‌های خود بنشان): وظیفهٔ سوم حکومت، ارزش‌گذاری بین انسان‌ها بر پایهٔ جایگاه و موقعیت و شایستگی‌هایشان است؛ یعنی هرکسی در جامعهٔ اسلامی باید به گونه‌ای باشد که بر اساس شایستگی‌اش پیشرفت کند و بر اساس کم‌کاری و کوتاهی‌هایش تاوان پس بدهد.

 

۴- «و أنفذ فیهم أمر الله و و لا تحاش فی أمره و لا مالِه أحداً، فإنّها لیست بولایتک و لا مالک» (فرمان خدا را در میان آنان اجرا کن و در (اجرای) فرمان خدا و (دریافت) مال خدا از هیچ‌کس پروا مکن؛ زیرا تو را اختیاری نباشد و آن مال از آن تو نیست): وظیفهٔ چهارم، اجرای قوانین و مقررات اسلامی است؛ ساختار باید به گونه‌ای باشد که خروجی آن، حاکمیت قانون الهی باشد؛ یعنی از لحاظ ساختاری نتوانند خلاف مقررات الهی تصمیم بگیرند و اعمال قدرت و سوء استفاده از قدرت کنند.

 

۵- «و أدِّ إلیهم الأمانه فی کلِّ قلیلٍ و کثیرٍ» (امانت را در هر کم و زیادی برگردان): نه بیت‌المال پول تو است و نه پست و مقام جایگاه تو است؛ یعنی باید آن را تحویل دهی. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند. این، یک نگاه امانت‌مدارانه به قدرت است. ساختار باید به گونه‌ای باشد که قدرت در آن امانت تلقی شود؛ هم کسب قدرت و هم جابه‌جایی قدرت باید بر پایهٔ امانت باشد، نه استبداد.

 

۶- «و علیک بالرفق و العفو فی غیر ترک للحق یقول الجاهل قد ترکت من حق الله و اعتذر إلی أهل عملک من کل أمر خشیت أن یقع إلیک منه عیب حتی یعذروک» (و تو را واجب است که نرمش و گذشت کنی جز در مورد حق [که اگر گذشت کنی] نادان می‌گوید حقّ خدا را رها کردی. از کاری که بیم داری عیبی به تو می‌رسد از کارگزاران خویش پوزش خواه تا تو را معذور دارند.) ساختار باید به گونه‌ای باشد که رفق و مدارا و سطح رضایت‌مندی مردم را بالا ببرد؛ یعنی طوری باشد که مردم در آن احساس راحتی کنند، نه احساس نظم تحمیلی. مردم باید به سمت نظم مشتاقانه، نظم ارادت‌مندانه و نظم داوطلبانه سوق داده شوند.

 

۷- «و أمت أمر الجاهلیه إلا ما سنه الإسلام» (کارهای دوران جاهلی را، جز آن‌چه اسلام روا شمرده است، نابود ساز.): اماتهٔ امر جاهلیت در همهٔ شئون. زنگارهای نظام پوسیدهٔ طاغوتی باید صد درصد گسسته شود. نباید درون نظام اسلامی هنوز زنجیره‌های ساختار گذشته وجود داشته باشد. رسول‌اللهصلی الله علیه و آله سلم به معاذ بن جبل می‌فرمایند که مبادا به مسائل جاهلیت برگردید. نظام نباید نظام التقاطی شود.

 

۸- «و أظهر أمر الإسلام کله صغیره و کبیره» (تمام دستورات اسلام را، خرد و کلان، آشکار ساز): اظهار، ابراز و احیای همهٔ احکام اسلام در همهٔ شئون. باید دین در همهٔ شئون حاکمیت تجلی و ظهور و بروز داشته باشد و قانون و حاکمیت قانون، آن هم قانون اسلام، در همهٔ ارکان و مؤلفه‌های حکومت وجود داشته باشد.

 

۹- «و لیکن أکثر همک الصلاه فإنها رأس الإسلام بعد الإقرار بالدین» (و بیشتر همّت خود را بر نماز بگمار که پس از اعتراف به دین، اساس اسلام است): نماز چه جایگاهی در ساختار حکومت دارد؟ نماز جزء وظایف حکومت است: «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاه»[۱] (حج/ ۴۱). بنابراین، نماز هم یک امر حکومتی است؛ نه به این معنا که صرفاً بخش‌نامه‌ای و قانونی باشد؛ بلکه حکومت باید به گونه‌ای باشد که نماز را تبدیل به یک رویهٔ عمومی کند که همهٔ افراد، در سطوح مختلف نماز بخوانند و آن را پاس بدارند. این امر، شامل اهتمام به نمازهای جماعت، نمازهای جمعه و اهتمام به شأن مسجد و جایگاه مسجد خواهد بود.

 

۱۰- «و ذکر الناس بالله و الیوم الآخر» (و مردم را به خدا و روز قیامت یادآوری کن): یکی از راه‌های اصلاح جامعه، که جزء وظایف اسلامی است، موعظه، ارشاد، آموزش، تبلیغ و سخن‌گفتن با مردم است که در نظام ما تحت عنوان «تبلیغات سیاسی» مطرح است. اما این نوع تبلیغات، تبلیغات اسلامی بر مبنای تقویت ایمان و آخرت‌گرایی است که باید از طریق ساختار تبلیغِ روحانیت و جایگاه روحانیت در ساختار حکومت اسلامی، موعظه، ارشاد، منبر، تبلیغات، آموزش حکمت و معرفت و ارتقای سطح عقلانی جامعه در ارتباط با آخرت، نصب‌العین مردم قرار گیرد. این هم یک امر شخصی نیست و جزء وظایف حکومت است.

 

۱۱- «و اتبع الموعظه فإنه أقوی لهم علی العمل بما یحب الله ثم بث فیهم المعلمین» (و پند و اندرز را دنبال کن که آنان را بر کرداری که خداوند دوست می‌دارد نیرو بخشد و سپس آموزگاران را در میان آنان پخش کن): ضروری است که به مقتضای موعظه عمل بشود و در این ساختار، باید معلمان را به امر آموزش اهتمام دهیم؛ به این صورت که هر کس که از حق هدایت برخوردار است باید دین را بشناسد و به آن عمل کند.

 

۱۲- «و اعبد الله الذی إلیه ترجع و لا تخف فی الله لومه لائم» (و خدایی را که بدو بازمی‌گردی بپرست و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامت‌گری باک مدار.): توجه به قاطعیت نشان‌دادن نسبت به اجرای دین و این‌که در اجرای دین تساهل صورت نگیرد.

 

ما از دل این منشور حکومتی، وظایف حکومت را در می‌آوریم که متناسب با وظایف حکومت، باید طراحی ساختار کرد و باید همیشه از خودمان سؤال کنیم که چه نسبتی بین ساختار با وظایف، اهداف و مأموریت‌ها است و جایگاه این اهداف و وظایف کجا است؟

 

بسم الله الرحمن الرحيم 

رسالتي الي الشباب

الرسالة الاولي : اغتنموا فرصة الشباب

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

اسمحوا لي في البداية يا شباب ان ابين لكم وجهة نظري عنكم 

 الشباب  بما منحهم الله من روح صافية و فطرة سليمة و تطلع إلی معرفة الحقيقة وحب الاستطلاع والهمة العالية والطموح والشموخ والاستعداد لحمل المسئولية  والصحة والعافية هم اساس القوة والحركة والنشاط والحيوية والامل والمستقبل  الارادة الشبابية تذلل الصعاب وتفتح الطريق لتثمر الازدهاروالنمو والرشد والتطوير الشباب باختصار ديناميكية الحياة في كل الحقول وشتي المجالات الاحباط النفسي للشباب  يعني الضياع و التخلف والوعي في الشباب  يساوي التوصل الي جميع الاهداف والتقدم في جميع الميادين الشاب يحتاج دائما الي من يتفهمه ويعيش في اعماق افكاره و هواجسه الشاب  يحتاج الي من يتفاعل مع متطلبات عصره الشاب لايتقيد باملائات تفرض عليه الشاب  يكسر كل القيود ويتجاوز الاطر اللتي يجبر عليها الشاب  يبتغي الحرية ويتحرك    بقناعاته و وفقا لرويته وعواطفه واحاسيسه  الشاب  يتطلع الي تحقيق العدالة في مجتمعه ولايطيق الظلم لبني جلدته  يحب الجمال ويسعي الي الكمال يحترف الفن و يتابعه  لا يمكنه كبت غريزته الجنسية  و لا تركها علي رسلها فلابد من ضبطها بتكوين اسرة يهوي الرياضة والبطولة يهتم بالجسم والرشاقة واللياقة البدنية يكون مجموعات صداقة في عالم الواقع والافتراض  و... ولكن سرعان ما تمر ايام الشباب وتفوت فرصة ربيع العمربزهوه وتوهجه وتوقده  ما افوت ايام القوة والفتوة و الحماس والابتهاج والنباهة والتفتح والابداع و الفاعلية والعمل الجادبمرور ايام الشباب يبدأ الندم وتبدا فترة الضعف و قلة التحرك وخريف عمر الانسان فيا شباب.اغتنموا شبابكم قبل هرمكم كما اوصاكم الرسول المصطفي صلي الله عليه واله وانتهزوا الفرص فانها تمر عليكم مر السحاب  كما في بيان اميرالمؤمنين عليه السلام ولاننسي ان الانبياء و الاوصياء والعلماء والعظماء وكل اللذين صنعوا التاريخ و قدموا عطاء خالدا توصلوا الي ذلك في فترة الشباب  كما ان بلغاء العرب القدامي كانت تقول  عن الشباب؛
"
الشباب باكورة الحياة، وأطيب العيش أوائله، كما أن أطيبَ الثمار بواكيرها، فهيا بكم يا شباب استفيدوا من لحظات ايامكم خططوا لبناء مستقبلكم لا يخيم عليكم الياس  والاحباط انتم تستطيعون. صنع المستحيل بنعمة شبابكم فاشكر وا هذه النعمة اللتي وهبكم الله اياها وبادروا بصناعة الغد المشرق يا رجال الغد كما يصفكم حافظ ابراهيم شاعر النيل :
رِجالَ الغَدِ المَــأمولِ إِنّا بِحــاجَةٍ .. .. إِلى قـــادَةٍ تَبني وَشَــعبٍ يُعَــمِّرُ
رِجالَ الغَدِ المَــأمولِ إِنّا بِحــاجَةٍ .. .. إِلى عـــالِمٍ يَـــدعو وَداعٍ يُذَكِّـــرُ
رِجالَ الغَدِ المــَأمولِ إِنّا بِحــاجَةٍ .. .. إِلى عـــالِمٍ يَــدري وَعِــلمٍ يُقَـرَّرُ
رِجالَ الغَدِ المَــأمولِ إِنّا بِحــاجَةٍ .. .. إِلى حِكــمَةٍ تُمــلى وَكَفٍّ تُحَــرِّرُ
رِجالَ الغَدِ المــَأمولِ إِنّا بِحــاجَةٍ .. .. إِلَيكُم فَسُدّوا النَقصَ فينا وَشَمِّروا
رِجالَ الغَدِ المَأمولِ لا تَترُكوا غَدا .. . يَمُرُّ مُرورَ الأَمسِ وَالعَيشُ أَغبَرُ
رِجالَ الغَدِ المــَأمولِ إِنَّ بِلادَكُـم .. .. تُناشــِدُكُــم بِاللَهِ أَن تَتـــَذَكّــروا
عَلَيــكُم حُــقوقٌ لِلـــبِلادِ أَجَلّـــُها .. .. تَعَهُّدُ رَوضِ العِـلمِ فَالرَوضُ مُقفِرُ
قُصارى مُنى أَوطانِكُم أَن تَرى لَكُم .. يَداً تَبــتَنــي مَجـــداً وَرَأسـاً يُفَـــكِّرُ

فَكــونوا رِجــالاً عامــِلينَ أَعِزَّةً .. .. وَصونوا حِمى أَوطانِكُم  وَتَحَرَّروا

 والي رسالة اخري نستودعكم  الله برعايته وتوفيقه اخوكم ومحبكم  الاقل- عباس الكعبي


بمناسبة میلاد السیدة المعصومة سلام الله علیها

من الآرشیف

مقام الام في كلمة اية الله الكعبي في المهرجان التكريمي الاول للام العربية الاهوازية يوم الجمعة28/1/1394 )

الام هي حرث مزرعة الحياة واساس بناء الانسانية ، عطاء محض ،  غذاء لبنها نبع الفطرة  وحظنها الدافئ اكسير المحبة والحنان معراج الروح وصناعة العظمة والعظماء والمجد والامجاد والتاريخ سهرها لايجازي وانغامها موسيقية الايمان والامها واهاتها صرخات الوجدان وامالها افاق المستقبل الوادع  وامي العربية ام البشروالاديان ام العلم والايمان ام الحضارة والانسان ام القداسة و ام  الكرامة وام العدالة والحرية ونتاج القران. هي الحوراء الانسية ام ابيها وخير النساء والرجال اية الله العظمي وتحفة السماء لبني الانسان حلقة وصل الانبياء والاوصياء  فاطمة بنت محمد عليها وعلي ابيها وبعلها وبنيها الاف التحية والسلام  الام هي اللتي تتحدي الفراعنة في قصورهم وتخرج موسي في مدرستها ورمز العفة والقداسات وهي التاجرة شريكة الرسالة  ولكن فاطمة اية الجمال والجلال الالهي ونتاج الامومة المقدسة و عصارتها وقمتها و اما امي الاهوازية تنتمي بهويتها التاريخية الي مدرسة الزهراء وزينب الكبري انتماء الايمان والتقوي والعفة والكرامة والصبروالمقاومة والعلم والحرية والعدالة والحضارة البشرية ومن هنا تكتسب القوة والعزم والصبر والمقاومة الصلبة للتغيير الشامل في حياتنا المعاصرة ان المراة العربية الاهوازية هي المحور في النهضة الثقافية الاجتماعية الشاملة في اطار الانتماء الي مشروع الاسلام المحمدي الاصيل ومدرسة اهل البيت عليهم السلام ومشروع المقاومة الاسلامية بقيادة الامام الخامنه اي حفظه الله تعالي


 از آرشیو

قدرت حقیقی و راه  کسب قدرت

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین و الصلوة و السلام علی خیر الأنام المصطفی أبی القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین لاسیما بقیة الله فی الإرضین

قال تعالی فی محکم کتابه و منیر خطابه: لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌالحدید25

 

سلامتی رهبر معظم انقلاب و به ویژه شادی روح شهدای جامعه کارگری و صنعتی ، شهدای حرم و مخصوصا شهدای سرافراز عزیز و تازه گذشته مان شهید کج باف و شهید هلیسایی صلواتی با هم بفرستیم.

الهم صلی علی محمد و آل محمد

توفیقی است در ایام فرخنده میلاد مسعود مولا و امام ما شیعیان أمیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام امروز از نزدیک مهندسان، نیروهای فنی کارکنان عزیز و تلاشگرمان را زیارت می کنیم .

تقسیمات قدرت

سخن اول این است که صنعت فولاد در قرآن کریم در تداوم نهضت انبیاء و فلسفه بعثت پیامبران، به منظور تحقق عدالت و به عنوان ابزار عدالت، آهن و آلیاژهای برگرفته از آهن به عنوان ابزار قدرت جهت تحقق عدالت نام برده شده.

اگر بخواهیم قدرت را دسته بندی کنیم ما چند دسته قدرت داریم که در اختیار انسانها قرار دارند.

یک: قدرت فیزیکی و قدرت جسمی . دو: قدرت در تبدیل طبیعت اینکه طبیعت را عوض کنیم و بتوانیم بهتر زندگی کنیم.

قدرت سوم قدرت صنعتی است قدرت اینکه بتوانیم با ابزار صنعت در واقع بیشتر مقتدر بشویم. چهار قدرت اراده بشری و قدرت روح است.

بله  قدرت روحی و برگرفته از این قدرت روحی باید بگوییم قدرت متی فزیکی. این قدرت متی فیزیکی بخشی ازآن سحر و امثال اینها است که در قرآن کریم گفته می شود هم واقعیت دارد و هم البته باطل است حالا اینکه واقعیت دارد بخشی از آن مبتنی بر خیال و مبتنی بر حواس است مثل سحره فرعون و بخشی از آن ممکن است تصرف در حواس نباشد مثل آن ببابل هاروت و ماروت اما به هر جهت باطل است و من مجال ندارم وارد این مباحث بشوم و فقط فهرستی از قدرت را بیان می کنم.


قدرت حقیقی

اما بخشی از قدرت قدرت معنوی و قدرت روحی و قدرت متی فزیکی، قدرت حقیقی و قدرت واقعی و قدرت حق است. این قدرت حق در اثر بندگی خدا و تعالی روح و اتصال به قدرت حقیقی جهان آفرینش و هستی قدرت خداوند تبارک و تعالی ایجاد می شود و این قدرت برترین قدرت ها است و إن القدرة لله جمیعا قدرت حقیقی از آن خدا است.

انبیاء و اولیاء و اوصیا و انسانهای کامل قدرتشان قدرت باطنی و قدرت حقیقی است. که از این قدرت باطنی و حقیقی در قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام  به ولایت حقیقی و ولایت حقیقیة تعبیر می شود. این ولایت حقیقی روح کلی حاکم بر هستی و آفرینش است و فلسفه خلقت و خداوند در آخر الزمان با ختم نبوت این قدرت حقیقی و واقعی را در اختیارمحمد و آل محمد علیهم السلام قرار داد و در یک اصطلاح دیگر به این قدرت، ولایت کلیه حقیقیة یا ولایت الهی می گویند.

تجلی این قدرت حقیقی بعد از رسول گرامی اسلام در أمیر المومنین علی بن أبی طالب علیه افضل الصلاة و السلام است. أمیر المومنین خلیفة الله است . أمین الله است ولی الله است و منظور از ولی الله همین قدرت حقیقی است که بر اثر اتصال به عالم حقیقی و بندگی واقعی خدا حاصل می شود .

 

راه کسب قدرت حقیقی

در یک معنای دیگربه این قدرت ولایت کلیه حقیقیه و ولایت تکوینیه می گویند. طبعا این قدرت با قرب به خدا و نزدیک شدن به منشأ خلقت و وجود به دست می آید. شهید مطهری کتابی به نام ولاءها و ولایتها دارد. من توصیه می کنم به همه عزیزان اگر چه شما مطالعاتتان بیشتر فنی و صنعتی است اما سری به این کتابها هم بزنید. آنجا ایشان در یک فرازی توضیح می دهد که معنای نزدیکی به خدا یعنی چه و معنای قرب به خدا چیست وقتی نماز می خوانیم می گوییم نماز می خوانیم قربة الی الله این نزدیکی به خدا یعنی چه؟ نه نزدیکی مکانی است و نه نزدیکی زمانی است و نه نزدیکی اعتباری است مثل اینکه فلان شخص به فلان مسئول نزدیک است این نزدیکی اعتباری است.

این نزدیکی، نزدیکی حقیقی است. نزدیکی که نهایتش لقاء الله می شود. من اینجا توضیح خواهم داد که این چگونه در اثر بندگی خداوند محقق می شود؟ اوج نزدیکی به خدا قدرتی به انسان می دهد که می تواند تصرف بکند بر جهان هستی و آفرینش و تصرف بکند در روح و روان و قلب انسانهای دیگر و اشراف داشته باشد و حکومت بر باطن بکند این را در اصطلاح ولایت حقیقی ، ولایت در تصرف و جانشینی خداوند می گویند. آن هم جانشینی حقیقی و نه جانشینی مجازی و این از آن أمیر المومنین علیه السلام هست و ایشان به اذن خداوند منعم حقیقی ما است. این قدرت بالاترین قدرت ها است و انسانها هم به میزانی که با این اولیای حقیقی ارتباط پیدا می کنند به خدا متصل می شوند. و این راه باز است.

نمونه بارز این قدرت در زمان ما

در زمان ما یکی از ابرمردهای الهی که توانست با این روح الهی معنوی متصل بشود و عارف بالله و انسان کامل در واقع بشود و هم در حوزه عملی و هم در حوزه نظری خودش را ساخت بنیانگذارنظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی است قدرت امام که در ملت ایران و در روح ملت ایران هم تزریق شد این قدرت قدرت معنوی است و نه قدرت مادی

واقعا امام، روح خدا در کالبد زمان و مکان بود و در عصر ما برپایه ولایت أمیر المومنین مثل یک خورشید تابناک درخشید و طلوع کرد.

و بدون هیچ مبالغه پرتویی از این ولایت أمیرالمومنین علیه السلام بود.و بر اساس همین قدرت  الهی یک نفس مطمئنه پیدا کرد در زیارت أمین الله ، در فقره ای از آن می گوییم : الهم اجعل نفسی مطمئنة بقدرک راضیة بقضائک. امام یک نفس مطمئنه داشت. و با این نفس مطمئنه و اعتقاد به خدا توانست ملت ایران را متحول کند و یک تحول در تاریخ بشریت معاصر،

 

 

با پیروزی انقلاب ایجاد کند در اوج عربده کشی آمریکا و قدرت ظاهری مادی آمریکا امام این جمله تاریخی را گفت و خود باوری در ملت ایران ایجاد کرد که  آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و البته ایشان استدلال هم آورد که به این استدلال کم توجه می شود امام فرمود قدرت حقیقی قدرت خداوند است همه قدرتهای دنیا پوشالی است یا تقریبا در مقابل قدرت طاغوت هیچ کس باور نمی کرد که این رژیم ستمشاهی سقوط کند ولی امام چقدر باور داشت و می گفت شاه باید برود و شاه رفت

نسبت به قدرت پوشالی آمریکا جدای از آن ده سال اول انقلاب که نظام شرق فرو پاشید شش ماه قبل از ارتحال امام نامه ای خطاب به طلاب و دانشجویان جهان می نویسدو به آنها می گویند که هسته های مقاومت اسلامی را باید تشکیل دهید و بیداری اسلامی در راه است.

و این دارد اتفاق می افتدامام خداباور بود بنده خدا بود عبد صالح خدا بود.و در سایه این عبادت حقیقی و  اتصال به ولایت حقیقی أمیرالمومنین دلها را متحول کرد. ملت را متحول کرد

 

یکی از تحولهایی که در سایه این قدرت معنوی ایجاد شد تحول در ملت ایران در عرصه خود باوردی، خودکفایی ، استقلال خواهی عزت طلبی و حرکت برای استقلال حقیقی در همه عرصه ها  بود.

خوب ما قبل از انقلاب کسی باور نمی کرد که یک زمانی صنعتگر ایرانی هم بتواند اهل ابداع و ابتکار و اختراع بشود . بحمدالله جوانان ما به مرزی رسیده اند که قدرت علمی و فن آوری ایران اسلامی در حال تبدیل شدن به قدرت اول منطقه است.

و شعار ما می توانیم عملی شده است و ما در جایی سخن می گوییم به نام شرکت فولاد اکسین و من از زبان جناب مهندس قنواتی گزارش مسرت بخشی شنیدم و اگر بیشتر زمینه باشد و مطالعه کنیم لابد اخبار دیگری هم به ما می رسد که بیشتر اشراف پیدا کنیم. اگرچه بنده در حوزه پیشرفتهای اقتصادی و صنعتی کشور و عرصه فولاد مطالعاتی دارم.

منتها اینجا اینکه چرخه فولاد کاملا بومی است و در واقع اینجا هم شما کالایی استراتیژیک تولید می کنید و در سالهای اخیر بسیار پیشرفت داشته اید و در چهار شیفت شبانه روزی این کارخانه داءر است و سطح کار به جایی رسیده است که در واقع شما به فکر صادرات هم هستید و قراردادهایی هم بسته اید این اخبار بسیار مسرت بخش و خوبی است

و بلاخره تمدن اسلامی تمدن آمیخته علم و ایمان است ایمان پایه علم و پیشرفت است و ما با آمیختگی عقلانیت و معنویت علم و ایمان عدالت وپیشرفت بر پایه ایمان و خود باوری و خود اتکایی و اعتماد به خدا می توانیم کشوری مقتدر و معنوی بشویم. و حقیقتا نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هم مقتدر است و هم مظلوم.

امیرالمومنین اقتدار داشت اما در اوج اقتدار ملوم بود و متاسفانه اوج مظلومیت امام هم در دو مطلب پایه ای بود مطلب اول یک عده مرفه بی درد جا مانده از قافله اسلام ناب و نور پیامبر مصطفی محمد صلی الله علیه و اله به فکر فساد اقتصادی افتاده بودند و پول جمع می کردند و در دوران دستگاه خلافت فساد اقتصادی و شکاف طبقاتی به اوج رسیده بود این یکی از مشکلات یزرگ بود و لذا امام سخن از عدالت می راند و مخاطبان ایشان همین خواص بودند

و مظلومیت دوم  امام مر بوط می شد به افراد جاهل و متحجر و عقبمانده و خیره سر و سبک مغز و ظاهر نگر و بی عقلی  به نام خوارج نهروان بر می گشت که امام را درک نمی کردند

از طرفی با دشمن مکاری مثل معاویه و با افراد عهدشکنی مثل طلحه و زبیر روبه رو شد و از طرفی با این خوارج نهروان که ایشان را با عبارت معاشر أخفاء الهام توصیف می کند یعنی جماعت سبک مغز و خالی از ذهن  و بدون تفکر که به ظاهر هم قرآن و هم نماز می خواندند.و حتی قرآن هم حفظ می کردند و متاسفانه چنین وضعیت فریبنده ای داشتندو اینها مولا را زمینگیر کردند و مظلومیت ایشان ناشی از این است و آن اقتدار حقیقی و معنوی، با درگیری با چنین آدمهایی رو به رو بود که کار دست آخر به شهادت امام کشید.

نظام جمهوری اسلامی حقیقتا مقتدر است در برابر توطئه های داخلی و بین المللی ایستاده است اما در اوج اقتدار، ما شاهدیم که متاسفانه یک عده بر خلاف آرمانهای امام و شهدا و بر خلاف آرمانهای رهبری حرکت می کنند ما در کنار پیشرفت فرهنگی و پیشرفت در عرصه تولید و پیشرفت در عرصه فن آوری و علم در واقع باید مبارزه با فساد اقتصادی را هم پی بگیریم.

مبارزه با فساد اقتصادی امنیت برای سرمایه گذاری و اقتصاد ایجاد می کند نه اینکه امنیت را از بین ببرد.بعضی برای اینکه بگویند تولید پیش برود می گویند کاری به این کارها نداشته باشیم این اشتباه است. مبارزه با فساد اقتصادی اگر در مسیر درست قرار بگیرد امنیت را در پرتو عدالت تأمین می کند. و البته در کنار مبارزه با فساد اقتصادی باید به تولید گران صادق و امین اعتماد کرد و به آنها میدان داد که کار کنند این دو را باید با هم پیش برد

 

 

به حمد الله نظام اسلامی زیرساختهای یک قدرت مادی و معنوی را بر پایه مردم سالاری اسلامی و مدیریت استراتژیک ارزشی و علمی فراهم کرده است و البته کم و بیش هست و امام علی الگوی حرکت ما است و ما اینکه بخواهیم به آن قله های معلوم برسیم فاصله داریم اما اگر مقایسه کنیم الحمدالله خیلی خوب پیش رفته ایم و ما خدا را بر این نعمت های بی کرانش  شاکریم.

و طبعا نگاه ما به صنعت نگاه ابزاری است . اوج اقتدار نظام اسلامی پیشرفت صنعتی نیست. چون ما هرچقدر هم پیشرفت کنیم ممکن است گفته شود دیگران از ما پیشرفته ترند. اوج پیشرفت ما پیشرفت انسانی و ایمانی و آمیختگی پیشرفت مادی و معنوی با هم است. پیشرفت در سایه ایمان و تقوا و ساخت جامعه در سایه ایمان و تقوا مهم است.

تمدن امروز تمدن علم منهای ایمان است . ایمان منهای علم هم نمی تواند تمدن ساز باشد. تمدن اسلامی که جمهوری اسلامی دنبال آن است تمدن ایمان و علم با هم است و برای اینکه ما بتوانیم به این قله برسیم باید معارف اسلامی و فن آوری و مقاومت در برابر جبهه استکبار را با هم آمیخته کنیم و راه حل همان است که رهبر معظم انقلاب ما فرمودند اقتصاد مقاومتی و مقاومت اقتصادی  و تقویت بخش خصوصی و خصوصی سازی بر پایه اصل 44 قانون اساسی است که البته اگر سیاستهای خصوصی سازی بر پایه اصل 44 توأم با تکریم کارکنان و نیروهای فنی و از جمله تکریم آنها مساهمت کارکنان در سهام کارخانه ها است و داشتن سهم از میزان تناژ تولید است که هرچقدرای تناژ تولید بیشتر شود سهم نیروها هم افزایش یابد.

و توجه به عدالت در مسئله روابط کار هم مهم است. این باعث می شود که اقتصاد مقاومتی به مثابه یک اقتصاد مردمی و دانش بنیان و اقتصاد بومی و تولید محور بانگاه به داخل بتواند عرصه های پیشرفت و افق های حرکت رو به جلو را برای ما روشن کند و البته نگاه به داخل باعث حل مشکلات و معضلات می شود و نه نگاه همانطور که رهبری فرمودند به لوزان و ژنو.

ما مذاکرات را تا آخر پیش می بریم اما شیطان و دشمن قابل اعتماد نیست و نمی توان انتظار داشت که از طریق مذاکرات مشکلات داخلی، حل بشود مشکلات داخلی در توسعه صنعت و اقتدار صنعتی و اقتدار کشاورزی و اقتدار اقتصادی در همه عرصه ها و به دستان شما حل می شود.

لذا کار شما حقیقتا مهم است و یک کارجهادی است جهاد اقتصادی و جهاد علمی و جهاد فنی است. شما دارید برای اسلام و مکتب اهل البیت علیهم السلام و برای ملت بزرگ ایران  تولید قدرت می کنید. و اگر نیتهاتان همین باشد کارتان علاوه بر اینکه تلاش برای تأمین رزق و روزی خانواده است  ثواب و عبادت و کمک به اقتصاد و کمک به صنعت و کمک به اقتدار ملت بزرگ و عزیز ایران اسلامی  است.

من به سهم خود به عنوان یک طلبه که دست اندرکار این مسائل در عرصه تصمیماتی که گرفته می شود هستم احیانا در قم یا در تهران و در عرصه تصمیمها هستم به نوبه خود تشکر می کنم از تک تک شما عزیزان و به نوبه خود تلاش می کنم که کمک می کنم و تقدیر جدی بشود از زحمات شما عزیزان

طبعا ممکن است که تعجب بکیند که چگونه  مستحضرید که بنده غیر از این عنوان خبرگان، به عنوان طلبه حوزه قم عضو جامعه مدرسین هستم و ما در جامعه مدرسین هفتگی جلسه داریم و سران سه قوه، وزرا و بزرگان می آیند و تصمیمات کلان آنجا گفته می شود و بحث می شود و راه حل هم داده می شود و علاوه بر آن از طریق شورای نگهبان از سرنوشت صنعت مطلعم چه آن موقع که عضو بودم و چه الآن که به عنوان پژوهشکده شورای نگهبان و مراکز دیگر تصمیم گیری مرتبطم.

به هر جهت تشکر می کنم و از خداوند تبارک و تعالی مسألت می نماییم که دلهای همه ما را به نور قرآن و معرفت اهل البیت منور بفرماید. از خداوند تبارک و تعالی مسألت می نماییم که همه ما را قدر دان نعمت امام و نعمت شهدای والا مقام و رهبرمعظم انقلاب وجمهوری اسلامی قرار دهد و آخر دعوانا أن الحمدالله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین.




آیت الله کعبی در گفت وگو با رسا:

هر راهی که به آمریکا ختم می شود بن بست است


🔹با شیطنت و فریب آمریکایی ها نباید در چاه تباهی و عقب ماندگی سقوط کرد، رهبری عزیز و حکیم فرزانه انقلاب نیز در تداوم راه امام آمریکا را به عنوان طاغوت اکبر، شیطان بزرگ، بد عهد و پرمکر و فریب که نابودی امت اسلام را طراحی کرده معرفی کرده اند.

🔹تجربه مذاکرات نشان داد که به جای کدخداباوری باید خداباور بود و به جای گره زدن مذاکرات، رفع تحریم ها و گشایش اقتصادی باید به فکر استحکام درون زای نظام اسلامی برپایه اقتصاد مقاومتی باشیم.


🔹متأسفانه امروز نه رکود بر طرف شده، نه معضل بیکاری برطرف شده و نه گشایش اقتصادی ایجاد شده است؛ وعده های دولت در حل این مشکلات با پیشبرد سیاست های مذاکره به جایی نرسیده است.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیة الله شیخ عباس کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری، جهت قرائت فاتحه و عرض تسلیت در منزل شاعر معاصر عرب، استاد حاج عباس حزباوی به مناسبت ارتحال برادر این شاعر ارجمند حضور یافتند. استاد حزباوی شاعر بزرگ، یکی از شاعران و نویسندگان عرب استان خوزستان از اولین شاعران انقلاب اسلامی و شعر عربی معاصر خوزستان می‌باشد.


زار سماحة الشیخ عباس الکعبي الأستاذ الحاج عباس الحزباوي الشاعر و الأدیب الفاضل المعاصر في بیته في الأهواز بمناسبة إرتحال شقیقه. الحاج عباس الحزباوي من أبرز شعراء عرب محافظة خوزستان الکاتب و المؤلف و الأدیب الذی یعتبر من الشعراء السابقین في مجال شعر المقاومة و الثورة الإسلامیة المبارکة.